محمد رضا واليزاده معجزى

244

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

لرستان را كه ياغيان و متمردين را به خانه راه مىدادند و از آنان پذيرايى مىكردند و حتى براى آنها توشه تهيه مىكردند ، به‌طور دسته‌جمعى دستگير و با زن و بچه و خانه و زندگى و همه‌چيز آنها را به شرحى كه در صفحات آينده به نظر خوانندگان مىرسد به تهران و خراسان و غيره تبعيد نمود . اين طوايف در آن نقاط ماندند تا بعد از وقايع شهريور 1320 كه آزادى به دست آورده و به مسقط الرأس خود معاودت كردند . مشروح اين قضايا خواهد آمد . خوانين صيمره و سرانجام كار آنها مقدمتا بايد بگوييم كه چون رضا شاه از صميميت والى پشتكوه در ترديد بود ، مشار اليه در پشتكوه هميشه در خوف و وحشت زندگى مىكرد و به اصطلاح حالت خائفا ترقب داشت و به واسطه ارتباطى كه والى با دربار قاجاريه داشت - از يك طرف دختر حشمت الدوله همسرش بود و از طرف ديگر دختر او زن سالار الدوله بود - و خود را نوكر وفادار سلاطين قاجاريه مىدانست لذا رضا شاه خاطرش از جانب وى مطمئن نبود و از يك نظر هم اصولا وى به خاطر اجراى برنامه وسيعى كه در نظر داشت ، اين تيپ اشخاص را شايسته نمىدانست و سعى داشت همه قدرتها در خودش متمركز بشود تا بىدغدغه كارها پيش برود . [ از طرف ديگر ] خود والى نيز مايل به ادامه خدمت نبود « 1 » و لذا مسؤولين لرستان مير صيد محمد خان ، وزير او را تقويت و قول والىگرى پشتكوه را به وى داده و حكمى هم برايش صادر كردند . ولى مالا به ترتيبى كه قبلا نوشتيم مير صيد محمد خان به دستور والى به قتل رسيد . چون مير صيد محمد خان جان خود را روى هدف دولت گذاشت ، لذا امير احمدى غلامرضا خان پسر بزرگ مير صيد محمد خان را مورد محبت قرار داده و شايد هم به او قول داده بود كه [ او را ] در كارهاى دولتى وارد كند . غلامرضا خان كه از همان تاريخ خود را براى جانشينى پدر آماده مىكرد پيش خود حساب كرده بود مادام كه ميرزا محمد خان و مير اسفنديار خان و ساير اعمامش در خدمت دولت باشند ، هيچ‌وقت نوبت رياست به او كه نه استخوان‌بندى و نه سواد و اطلاعات و نه سياست و درايت آنها

--> ( 1 ) . هنگامى كه سپهبد در صيمره بود ، والى بهترين اسب‌هاى خود را به عنوان پيشكش براى او مىفرستد . سپهبد اسب را قبول نكرده و به والى پيغام مىدهد كه از لطف شما ممنونم . ولى وجدانم قبول نمىكند كه هديه شما را بپذيرم و در مقابل خدمتى به شما نكنم . زيرا خود شما هم مىدانيد كه من و هيچ‌كس ديگر قادر به جلب‌نظر موافق زمامدار مملكت در مورد بقاى شما در پشتكوه نيستيم .